شعرهایی که خیلی دوستشون دارم!!!
فکر می کنم این جمله رو بارها تو پستام نوشتم...
"این شعرو خودم خیلی دوست دارم...!"
حالا امشبم می خوام دوتا شعر براتون بذارم که هم خیلی دوستشون دارم و هم خیلی خیلی قبولشون
دارم...
اولی شعری از دکتر افشین یداللهی با صدای احسان خواجه امیری عزیز...
نخواد و تو بگی آره… تمومه
همین که اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه
تو همیشه هستی اما این منم که از تو دورم
من که بی خورشید چشمات مثل ماهِ سوت و کورم
نمیخوام وقتی تو هستی آدمه آدمکا شم
چرا عادتم تو باشی؟ میخوام عاشق ِ تو باشم
تازه فهمیدم به جز تو حرفِ هیشکی خوندنی نیست
آدما میان و میرن هیشکی جز تو موندنی نیست
منو از خودم رها کن تا دوباره جون بگیرم
خستم از این عقل خسته
من میخوام جنون بگیرم
همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره… تمومه
همین که اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه
و دومی که شاعرش رو نمی شناسم و توی فیلم از یاد رفته از زبون محمدرضا شریفی نیا شنیدم...
گاهی گمان نمی کنی و می شود
گاهی نمی شود که نمی شود
گاهی هزار بار دعا بی اجابت است
گاهی دعا نکرده قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود
نظر یادتون نره...!
در میان هر سیب دانه محدودیست