نرم نرمک می رسد اینک بهار....

بالاخره رسیدیم به آخرین روز سال ۹۱...

زود گذشت...واقعا زود گذشت... 

۹۱ سال خوبی بود...بی دغدغه و آروم...

اینو بارها توی دفتر خاطراتم هم نوشتم...حتی یه بار نوشته بودم "فکر می کنم مجموع ضربان های قلبم

در سال ۹۱ کمتر از سال ۹۰ بود...! "

تلخی و شیرینی زیاد داشت...مثل همه سال ها...اما بی تلاطم بود...

و خدا رو صد هزار مرتبه شکر که خیلی بهتر از اون چیزی رقم خورد که فکرشو می کردم...

لحظه های آخر ۹۰ ناراحت بودم...چون ۹۰ سال فوق العاده ای بود یا الان که فکر می کنم شاید درست

ترش اینه که بگم من فوق العاده می دیدمش...فقط به خاطر چند روز فوق العاده می دیدمش...

چندسال بود که فکر می کردم سال های زوج بهتر از سال های فرد خواهند بود...

و ۹۰ هم فوق العاده بود و هم زوج...و من می ترسیدم از ورود به سال نود و یکی که فرد بود...

دوست نداشتم ۹۰ تموم بشه...اما تموم شد و ۹۱ سال خوبی بود....

لحظه های خوب زیاد داشت...سال تحویل ۹۱خیلی بهم خوش گذشت...تمام شبو با برنامه تحویل بهار

فرزاد حسنی بیدار بودم و ۲۸ ساعت نخوابیدم و لحظه سال تحویل...

 مهمونا درست همونایی بودن که می خواستم...!!!

تو سال ۹۱ نگاهم به خیلی چیزا عوض شد...با پاییزی که از دلگیری غروباش بیزار بودم آشتی کردم...

با زمستون دوست شدم...و....

تو سال ۹۱ خیلی وقتا احساس خوشبختی کردم... قدر سلامتیمو خیلی بهتر دونستم....و...

خدا رو شکر که ۲۸ اسفند ۹۱ شب خوب...نه...خیلی خوب....نه...شب بی نظیری شد...

انشالله که این ۲۴ ساعت باقی مونده هم قشنگ تموم بشه...

ببخشید اگه امسال انقد نظرا رو دیر جواب می دادم و دیر به دیر پست میذاشتم...

ضمن اینکه با عرض پوزش باید پیشاپیش عرض کنم که احتمالا این روند در سال ۹۲ ادامه خواهد داشت

چون ما کم کم داریم کنکوری می شویم...!!!!

در نهایت امیدوارم که سال ۱۳۹۲ خورشیدی...برای هممون هزاران بار زیباتر از ۹۱ رقم بخوره...

و شاه هفت سین هممون ســــــــــــــــــــلامتی باشه و سعادت...

انشالله که توی سال جدید بیمارا شفا پیدا کنن و لبا خندون باشه....

 

شعر درباره بهار زیاد هست...اما من عاشق این شعرم...

بوي باران، بوي سبزه، بوي خاک


شاخه‌هاي شسته، باران خورده پاک


آسمان آبي و ابر سپيد
 

برگهاي سبز بيد
 

عطر نرگس، رقص باد
 

نغمه شوق پرستوهاي شاد
 

خلوت گرم کبوترهاي مست
 

نرم نرمک ميرسد اينک بهار
 

خوش به حال روزگار ...
 

خوش به حال چشمه ها و دشتها
 

خوش به حال دانه ها و سبزه ها


خوش به حال غنچه هاي نيمه باز


خوش به حال دختر ميخک که ميخندد به ناز
 

خوش به حال جام لبريز ازشراب
 

خوش به حال آفتاب ؛
 

نرم نرمک ميرسد اينک بهار
 

خوش به حال روزگار ...
 

خوش به حال روزگار ...
 

"فريدون مشيري"
 
 
پ.ن۱:سر سفره های ۷ سین دعام کنید...براتون دعا می کنم...
 
پ.ن۲:ساقیا آمدن عید مبارک بادت...وان مواعید که کردی مرود از یادت...
 
پ.ن۳:خدااااایا شکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر...
 
پ.ن۴:می خوام باور کنم تا آخر عمر...کنارت سال ها تحویل میشه...
 
پ.ن۵:خیلی وقته فکر می کنم به هر چی که خوب نگاه کنی...خوب رقم میخوره...بیاین به سال ۹۲
 
خوب نگاه کنیم...انشالله که سال خوبی میشه...
 
پ.ن۶:بوی عیدی...بوی توپ...بوی کاغذ رنگی...
 
پ.ن۷:بهارتون مبارک...بهاری باشید....
 

لواشک...

جای شما خالی...

امروز رفته بودیم کوه...درکه...

من تو کوها توچال و درکه رو خیـــــــــــــــــــــلی دوست دارم...

خلاصه تو راه قدم به قدم از اون لواشکا و آلوچه هایی گذاشته بودن که براقن و قـــــــــــــــــــــرمز...

ما هم که عاشـــــــــــــــــــق لواشک و آلوچه و خردنی های ترش...

هی خواستیم بر نفسمان غلبه کنیم و لواشک غیر بهداشتی نخریم...

هی نشد...یعنی هی صدای دختر عمو جان در سرمان می پیچید که همیشه می گوید:dancegirl2.gif

"لواشک هر چی کثیف تر خوشمزه تر..."

نهایتا ما نتوانستیم بر نفس خودمان غلبه کنیم و یک عدد لواشک گرد قرمز که به نظر بسیاااار خوشمزه

می آمد خریداری کردیم...

چشمتان روز بد نبیند...اولین قطعه ای که به دهانمان گذاشتیم...

قیافه ی مان مثل این شکلک سبز بیچاره شد....

لواشک ترش و تـــــــــــــــــــــــــــــــــلخ!!! بود...!!!!(به جان خودمان بی هیچ اغراقی می گوییم)

کاملا مزه تلخی اش محسوس بود...

فکر می کنیم ترکیبش آرد بود،جوهر لیمو و مقادیر متنابهی رنگ فرش....!!!!

خلاصه طعمش آنقدر فاجعه بود که درســـــــــــــــــته ارسالش نمودیم داخل سطل زباله...

 

ولی مجموعا روز خیلی خوبی بود خدا رو شکر...

من خیلی کوه دوست دارم اما چون باید صبح زود بیدار شم تنبلیم میاد...!!!

من این جمله رو خیلی دوست داشتم و چند روز بود میخواستم بذارم تو وبلاگم...اما الان به دلایلی

چند برابر قبل دوستش دارم....

کافیست کسی یا چیزی را دوست داشته باشی...حالا در کنارش باشی یا نباشی فکر کردن به او برایت

آرامش بخش است،حتی اگر این فکر کردن با درد دوری همراه باشد...

 

پ.ن۱:یکی تو درکه هست که همیشه یه جای ثابت نشسته و کمانچه می زنه...

(میدونم این شکلک داره ویلون میزنه...دیگه عکس کمانچه پیدا نکردم...)

انقدر قشنگ می زد که من میخکوب شده بودم...اصلا نمی تونستم برم...

پ.ن۲:آخی به یاد قدیما یه پست پر شکلک گذاشتم...

پ.ن۳:مهسا جان...من وبلاگتو با همون آدرس www.SHAHR-HERT.blogfa.com لینک می کنم...

اما این آدرس همچنان برای من باز نمیشه....آدرس درسته اما مشکل اینجاست که سیستم بلاگفا

به کوچیک و بزرگ بودن حرفا حساسه و این آدرس تو با www.shahr-hert.blogfa.com فرق می کنه...

اما به محضی که آدرس با حروف بزرگ توی آدرس بار وارد بشه و دکمه اینترو بزنی آدرسی که با حروف

بزرگ نوشته شده تبدیل به حروف کوچیک میشه و پیام میاد که همچین وبلاگی ثبت نشده...

برای خودت مشکلی نیست چون از پنل مدیریت وارد میشی و حروفت کوچیک نمیشن اما من هرکاری

می کنم نمی تونم بهت سر بزنم...نمی دونم بقیه میتونن یا نه...!!!

اگر تونستی وبلاگو با حروف کوچیک بساز عزیزم...

پ.ن4:الان دارم میرم تست بزنم...نظراتونم امروز فردا جواب میدم بالاخره،بازم ببخشید نبودن های منو...

پ.ن5: هرگاه میروم که شکایت کنم  ز تو ،

چون گوش میکنم ، به زبانم دعای توست ...


ضمیری اصفهانی