یه بعدا نوشت خیلی طولانی به پایین این پست اضافه کردم...بخونیدش اگه دوست داشتین...
سلام خوبین؟
روزام داره به طرز خیــــــلی فجیــــــــــــــــــــــــعی سریع می گذره...!!!
باورم نمیشه از هفته دیگه امتحانای ترم ۱ شروع میشه...
انگار همین دیروز بود که داشتم فکر می کردم حالا کو تا ۱ آذر که امتحانای نیم ترم تموم بشه...؟!
نیم ترم که خوبه...انگار همین دیروز بود که داشتم پست آخرین شب آرامشو به عنوان آخرین پست
تابستون می نوشتم...
کلا این روزا دچار دوگانگی شدم یه خورده...درباره بعضی اتفاقات فکر می کنم سال ها ازشون گذشته...
بعضی ها هم خیلی نزدیک به نظرم میان...اسم پستمم به خاطر همینه...
بگذریم...این کنکور دانشگاه آزادم که با سراسری ادغام شد...حالا معلوم نیست ما امسال میتونیم
آزمایشی شرکت کنیم یا نه؟!
از این هم بگذریم...
اینم شعر آپ این دفعه...که بازم نمیدونم شاعرش کیه؟!
خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قائده ها و مثال ها
خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها
از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها
خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها
پ.ن۱:بالاخره تنبلی رو گذاشتم کنار و همه نظرای پستای قبلو تایید کردم!
پ.ن۲:ما امسال تو عربیمون یه ماجراهای آقای مجدی داریم که مثلا میخواد در قالب داستان های
فوق العاده شیرین و جذاب(!)کاربرد قواعد مختلف رو بهمون نشون بده...هزاران رحمت به آقای هاشمی
واقعا...!!!
پ.ن۳:آخی...یلدا نزدیکه ها...!!!
پ.ن۴:تا سال پیش که سرم هنوز انقدر شلوغ نشده بود...اگه کسی یه هفته آپ نمی کرد خیلی به چشمم میومد و
فکر میکردم خیلی دیر به دیر پست میذاره...حالا خودم به ۲ هفته یه بار پست گذاشتنم رسیدم...
پیش دانشگاهی رو نمی دونم می خوام چی کار کنم؟!
بعدا نوشت۱:امشب داشتم اینباکس گوشیمو که الان ۲۰۳۳ تا sms توشه نگاه میکردم...
خیلی هاشون اصلا خاص نیستن...شاید عجیب باشه...ولی کلی سلام خونه ای؟سلام بیداری؟چقد خوندی؟و...
توش هست...ولی همینا هم برام خاطره انگیزن...
یه عالمهsms هم درباره امتحانای مختلف دارم...از اول دبیرستان تا حالا...
"اتحاد چاق و لاغر که تو امتحان نمیاد؟نه؟"،"امتحان خوب بود؟"،"تو غلط نداری؟"،"دینی تا کدوم درسه؟"
"اه...این ادبیات چرا تموم نمیشه؟"
و کلی sms ساده و در عین حال خاطره انگیز دیگه،sms های متاثر از سریال در مسیر زاینده رود من و نگار
با لهجه ی اصفهانی....
نقد و بررسی دقیقه به دقیقه سریالای ماه رمضون...ملکوت،جراحت،در مسیر زاینده رود...
پرس و جو درباره مهمونای ماه عسل...،sms هایی که به هم میگفتیم و البته کماکان هم میگیم...بزن شبکه 7...
بزن آی فیلم...بزن کانال 5...
sms های نوروز و شب یلدای چند سال متوالی...
ذوق بین التعطیلین...خبر دادن تعطیلی برف...
بلوتوث های رد و بدل شده بین من و نگار تو شبای قدر وقتی که تو مسجد بودیم...
حتیsms های بی سر و تهی که با این که از بعضیاشون خیلی گذشته..اما تا نگاه می کنم یادم میاد سر چی بوده!
"مسافرته!"،"داخل کشور،خارج کشور؟!"
"nagooooo،not exactly"
sms های قرارای سینما با نگار..."بلیت نخریا...من برات بلیت گرفتم..."
sms های فـــــــــــــــــــوق نوستالژیک 23 خرداد 90...
-کجایی؟
-هنوز نیومده؟
-اوه من گفتم تموم شده اومدی خونه!
-هنوز ندیدش؟آرامش خودتو حفظ کن...
-چه آهنگایی رو خوند؟
یا مثلا یه sms اینجوری:"چط؟چخ؟چک مکن؟
میگم یعنی چی؟
جواب میده:مخفف بود..چطوری؟چه خبر؟ چیکار میکنی؟
یا مثلا:"جات خالی...تو محوطه اینجا همش آهنگای خواجه امیری رو پخش می کنن...من یاد تو میفتم..."
و کلی جوک،کلی جمله عارفانه...sms اعلام کنسرتا...sms های ایرانسل حتی...!!!
که ازشون میشه مثنوی ها نوشت...!!!
همیشه خاطره بازی رو دوست داشتم...فرقی نمیکنه با چی..با دفتر خاطراتم و نوشته های خودم...
با خاطراتی که دوستام برام نوشتن...با sms های قدیمی...با کامنت های قدیمی...عکسای قدیمی...
آهنگا و عطرای خاطره انگیز...خیابونای خاطره انگیز...هواهای پر خاطره...و...
کلا آدم خاطره بازیم من...و هر وقت نوستالژی های مختلف زندگیمو مرور می کنم حسای مختلفی بهم رو میاره
ذوق مرگی!...خوشحالی...و گاهی هم دلتنگی...
ترکیب خاطره بازی های امشب و برنامه خیــــــــــلی دوست داشتنی رادیو7 پنجشنبه شب ها با اجرای منصور
ضابطیان و با موضوع نقطه عطف...خیلی به من چسبید...
امیدوارم شما هم از این بعدا نوشت فوق طولانی من که الحق روی چندتا پستو سفید کرد خوشتون اومده باشه...
و ببخشید که انقدر طولانی شد...
الان 10 دقیقه به یک شبه...مامانم میگه پاشو دیگه...بســـــــــــــــه...!!!
میگم باشه 30 ثانیه صبر کن...2 دقیقه دیگه کار دارم...!!!