باز کن پنجره را...

 

 

شعری از حمید مصدق...

 

در سحرگاه سر از بالش ِ خوابت بردار

کاروان های فروماندۀ خواب از چشمت بیرون کن

باز کن پنجره را

 

تو اگر باز کنی پنجره را

من نشان خواهم داد،

به تو زیبایی را

 

بگذر از زیور و آراستگی

من تو را با خود تا خانه ی خود خواهم برد

که در آن شوکت ِ پیراستگی

چه صفایی دارد

آری از سادگی اش،

چون تراویدن مهتاب به شب

مهر از آن می بارد

باز کن پنجره را

من تو را خواهم برد؛

به عروسی ِ عروسک های ِ کودک خواهر خویش

که در آن مجلس جشن

صحبتی نیست ز دارایی ِ داماد و عروس

صحبت از سادگی و کودکی است

چهره ای نیست عبوس

 

کودک ِ خواهر من

در شب جشن عروسی ِ عروسک هایش می رقصد

کودک ِ خواهر من

امپراتوری ِ پر وسعت خود را هر روز

شوکتی می بخشد

 

کودک ِ خواهر من نام تو را می داند

نام تو را می خواند!

گُل قاصد آیا

با تو این قصه ی خوش خواهد گفت ؟

باز کن پنجره را من تو را خواهم برد

به سر ِ رود ِ خروشان ِ حیات،

آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز؛

بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز

باز کن پنجره را !

                        ــ صبح دمید !

 

آن سرو که گویند به بالای تو ماند...

سلام امروز با یه غزل از سعدی اومدم که عاااشقشم...
 
اتفاقا احسان خواجه امیری هم قبل از عید یعنی ۲۵ و ۲۶ اسفند که شیراز کنسرت داشت این غزل رو
 
بسیار زیبا به شکل آواز خونده بود...
 

آن سرو که گویند به بالای تو ماند

 

هرگز قدمی پیش تو رفتن نتواند

دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست

 

با غمزه بگو تا دل مردم نستاند

زنهار که چون می‌گذری بر سر مجروح

 

وز وی خبرت نیست که چون می‌گذراند

بخت آن نکند با من سرگشته که یک روز

 

همخانه من باشی و همسایه نداند

هر کو سر پیوند تو دارد به حقیقت

 

دست از همه چیز و همه کس درگسلاند

امروز چه دانی تو که در آتش و آبم

 

چون خاک شوم باد به گوشت برساند

آنان که ندانند پریشانی مشتاق

 

گویند که نالیدن بلبل به چه ماند

گل را همه کس دست گرفتند و نخوانند

 

بلبل نتوانست که فریاد نخواند

هر ساعتی این فتنه نوخاسته از جای

 

برخیزد و خلقی متحیر بنشاند

در حسرت آنم که سر و مال به یک بار

 

در دامنش افشانم و دامن نفشاند

سعدی تو در این بند بمیری و نداند

 

فریاد بکن یا بکشد یا برهاند

جمله...

این جمله رو دیدم خوشم اومد گفتم بذارمش شما هم ببینید...

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان



 

اولین پست سال 91

سلام دوستای گلم

امیدوارم که سال۹۱ تا اینجا بهتون خوش گذشته باشه...

برای من قشنگ شروع شد...هر چند یکی دو روزشم زیاد خوب نبود...اما در کل به نظر سال خیلی خوبی

میاد...

منم کم کم شروع کردن به دوره درسا از ۱۶فروردین دوباره امتحانای نیم ترممون شروع میشه البته اولیش

زبانه و مسئله ای نیست...

دوره کردن منم بیشتر مربوط میشه به زیست و شیمی و ریاضی و...برای آزمون  گاج...

ترازام نوسان داره...هر بار یه درسم میره بالا یکی دیگه افت می کنه...در نتیجه تغییر چشم گیری

توی تراز کل ایجاد نمی شه...

امتحان این دفعه مهمه چون از اول کتابه و حجمش زیاده...امیدوارم تو این یکی ترازم بالاتر بره...

فعلا خدانگهدار...

امیدوارم همیشه بهاری باشید...