لباس!!!

سلام خوبین؟

این چند روز حسابی تونستم وب گردی های گذشتم رو تداعی کنم...دیگه انقد وب گردی نکرده بودم داشت یادم

می رفت!!!

امروز تصمیم گرفتیم یه سر بریم هفت تیر ببینیم مانتوی خوب هست یا نه...البته با این که اونجا بورس مانتو هست

اما راستش من هربار که رفتم خیلی خوشم نیومده...اما به هر حال تصمیم گرفتیم امروز بریم و فروشگاه یاس ۷ تیر

هم ببینیم...فروشگاه قشنگیه در ۴ طبقه و طبقات منظمی هم داره...یه مقدار توش گشتیم و خیلی مختصر خرید

کردیم...وقتی اومدیم بیرون مانتو فروشی های دور و بر هم نگاه کردیم اما متاسفانه من نتونستم مانتوی مورد

 پسندم رو پیدا کنم و دست خالی برگشتیم...

نمی دونم این به نظر شما هم اومده یا فقط من اینجوری فکر می کنم اما مدل لباسا خیلی بد شده...همه جور

لباس رو میگما نه فقط مانتو...هر چی که بخوای بگیری باید کلی بگردی آخر هم معلوم نیست می تونی جنس

مورد پسندت رو پیدا کنی یا نه...

برای  مانتو هم امروز من نه تو اون فروشگاه نه مغازه ها چیزی ندیدم که خوشم بیاد...یعنی  همه مانتوها شده

این مدلای سنتی که من از ۹۹ درصدشون خوشم نمیاد...فکر کن اونجا یه مانتو شلوار دیدم  از همین سنتی ها

مانتوش سبز پر رنگ بود...شلوارش هم خردلی دمپا گشادی که پایینش هم طرح داشت...!

یا مثلا یه مدل دیگه بود  که این یکی سارافون و دامن بود و باید زیر سارافونش زیر سارافونی می پوشیدی...

سارافونش تقریبا خاکی رنگ بود و دامنش شکلاتی...خب این مدل هم اصلا به درد من نمیخوره!

باز یه مدل دیگه دیدم نسبتا ساده بود و رنگ آبیش هم خیلی قشنگ بود...اما یه کمربند بزرگ پهن داشت تو مایه

های کمربند رستم...که از این مدل هم خوشم نیومد و....کلی از این مدلا که از هیچ کدوم خوشم نیومد...

االبته تو پرانتز عرض کنم خدمتتون که(من به سلیقه کسی توهین نمی کنم ها...من فقط سلیقه خودمو گفتم اگه

شما این مدلا رو دوست دارین و می پوشین خوش به حالتون و مبارکتون باشه)

مدل تیشرت ها که همه عجیب و غریب و جنس بیخود و ماشالله گرووون...!یه شومیز آستین کوتاه دیدم که از

مدلش بدم نیومد...نازک بود و جنسش کاملا معمولی بود....اون وقت کنارش نوشته بود ۱۳۸ هزار تومان بعد روشو

خط زده بود نوشته بود با ۵۰ درصد تخفیف ۶۹ هزار تومان،دقت بفرمایید که مارک دار هم نبود وگرنه برای لباسای

مارک همچین قیمتی طبیعیه،واقعا اینی که میگم  ۱۸-۱۷ تومان می ارزید نه ۶۹ تومان اونم با تخفیف ۵۰ درصدی!

یا مثلا یه پالتو دیدم که خیلی هم خوشگل نبود...نه مارک دار  بود و نه چرمی یا یه جنس خاص ولی روش قیمت

 خورده بود ۵۰۲ هزار تومان!!! اونم تو فصل گرما که معمولا  قیمت لباسای زمستونی نصف میشه...!!!!

خب دیگه فعلا همیناااا...بعدا بعدا نوشت اضافه می کنم...!!!!

اگه دوست داشتن برام بنویسید معمولا از کجا لباس می خرید...من خودم برای خرید تیشرت و اینا میرم

شهروند بیهقی(آرژانتین)لباسای خوبی داره...

 

 پ.ن۱:امروز با مترو رفته بودیم ۷ تیر...مترو خییییییلی شلوغ بود...ما داشتیم وسط جمعیت پرس می شدیم

اون وقت یه دختره خیلی ریلکس تو اون جمعیت داشت با تبلت کار می کرد!!!

پ.ن۲:از دیروز درس خوندن برای امتحان ۸ تیر ماه مدرسه رو شروع کردم...الانم می خوام برم تستای فصل 

۲ زیستو بزنم...

پ.ن۳:آخی...باورم نمیشه که از ۲۳ خرداد ۹۰ بیشتر از ۲ سال گذشته...عجب روز خوبی بود ۷۳۳ روز

پیش...کاش بازم تکرار بشه...

پ.ن۴::هیچ ربطی به پستم نداره...ولی باید اعلام کنم من عاااااشق مربای توت فرنگیم...!!!

پ.ن۵:عاشق این بیت حافظم:

شکرشکن شوند همه طوطیان هند

زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

بعدا نوشت:هفته آخر خرداد ۹۲ روزای خوبی برای مردم بود...هم به خاطرنتیجه انتخابات و امروز هم به خاطر صعود تیم ملی به جام جهانی ۲۰۱۴...خدا رو شکر که مردم خوشالن...شادی مردم رو که می بینم خیلی خوشحال میشم...انشالله که این شادی پایدار بمونه...

 

داااالی...!!!

یه سری عکس از کتابام گذاشتم تو ادامه مطلب...دوست داشتین ببینین...

 

سلاااااام...

بالاخره بعد از ۳۳ روز دوباره اومدم...!!! 

تو این مدت درگیر امتحانای نهایی بودم و تو فرجه ی یه امتحانایی واقعا ۲ روز می گذشت و

کامپیوترو روشن نمی کردم که برای من خیلی کار شاقیه...!!!

البته  از خدا که پنهون نیست از شما هم چه پنهون که تو اون روزا هم با گوشی میومدم اینترنت ولی خیلی

 وقت آپ کردن نداشتم....

خدا رو شکر  ۱۸م  امتحانامون تموم شد... خیلی هم امتحانای خوبی بود....مجموعا خیلی خوب امتحان

دادم  و اصلا هم خسته نشدم....استرسم که صفرررر...!!!به قول نگار انگار داشتیم می رفتیم ۱۳ به در...!!!

اتفاقا خیلی هم تو فاصله بین امتحانا خوش می گذشت!!!هم شمس العماره رو می دیدم و هم مرگ تدریجی

یک رویا رو...چهارشنبه شبا برنامه مورد علاقم از رادیو جوان یعنی شباشب رو گوش می کردم و دو روز

قبل ازامتحان ریاضی هم احسان خواجه امیری مهمون برنامه ۳ستاره رادیو جوان بود که گوش دادم و بسی لذت بردم!

این برای خودمم جالب بود...سال پیش ۲ تا از فامیلامون سوم بودن آنچنان دل منو از وحشتناکی امتحانات

نهایی خالی کرده بودن که همش فکر می کردم چی هست....

 بعد از آخرین امتحان که عربی بود هم نگار به مناسبت اتمام امتحانات اومد خونه ما که یه کم با هم خوش

بگذرونیم این  قراریه که تقریبا هر سال می ذاریم....خوش گذشت...

تو این دوران امتحانا من روزایی که امتحان داشتم ۶ بیدار می شدم  و روزایی که امتحان نداشتم۸،دیگه

عقده ی خواب پیدا کرده بودم انقد ۶و۸ بیدار شدم...تو ۴ روز فرجه عربی یه روز تا ۱۰ و نیم خوابیدم

البته...

تو فکر بودم که بعد امتحانا دو روز بگیرم راحـــــــــت بخوابم...

اما از اون جایی که خوابیدن به من اصلااااا نیومده...

همون ۱۸م از مدرسه جدید بهمون زنگ زدن و گفتن فردا همایش سال چهارمه ساعت ۱۰ بیاین مدرسه...!!!

بنابرین بنده مجبور شدم دیروز هم ساعت ۸ از خواب پاشم....!!!

امیدم به خواب امروز بود که این کبوتر چاهی های موذی ساعت ۸ و نیم اومدن دم پنجره اتاقم و شروع

کردن به بغ بغ بغو!!!!کردن...!!!

منم چون از پرنده ها (البته به جز طوطی و فنچ و گنجشک و پرنده های کوچولو و اردک)

متنفرم  به صداشون حساسم به خاطرهمین هم امروز ۹ نشده بیدار شدم و باز هم حسرت خواب به دلم موند!

البته کلا فکر نمی کنم تابستون امسال بتونم درست و حسابی بخوابم...

دیروز تو همایش مدرسه گفتن از ۸ تیر باید هر روز بریم مدرسه تو این دو هفته هم بعد از چند روز

استراحت باید کل زیستو بخونیم و تست بزنیم که اولین روز مدرسه ازمون یه آزمون تستی بگیرن...

از برنامه ریزی مدرسه جدید خوشم اومد منظمه و برنامه ریزی مشخص و خوبی داره و فکر می کنم

برنامه ریزی برای سال پیش دانشگاهی اهمیت خیلی زیادی داره...

برنامه ای که بهمون دادن سنگینه ولی اگه بخوایم نتیجه خوبی بگیریم ارزشش رو داره که سال آخر

 زحمت بکشیم...

حدود یک سال فرصت داریم چون این طوری که دیروز می گفتن کنکور ۹۳ ، ۵ و ۶ تیر سال آینده

 برگزار میشه...

تو این یک سال احتمالا همین قدر کم اینجا می نویسم و شاید حتی کمتر از این...!!!

اگه دلم میومد یه پست خداحافظی موقت می ذاشتم و می گفتم خداحافظ تا سال بعد که با نتیجه کنکورم بیام

اما وبلاگ نویسی روزهای خوب و دوست های خیلی خوبی  برای من به ارمغان آورد و بنابرین اصلا

 دلم نمی خواد تا یکسال اینجا رو متروک بذارم و اجازه بدم روش گرد و غبار بشینه....

به خاطر همین هم زمان معینی برای نوشتم پست بعدیم معین نمی کنم...شاید ۲ روز دیگه...

شاید ۱۰ روزه دیگه و شایدم یک ماه دیگه...اما به هر حال نظراتونو می خونم و خوشحال میشم...

متاسفانه استعدادی تو کوتاه نوشتن ندارم و مثل جودی ابوت که باز هم در ایام فرخنده امتحانات کتابشو

(منظورم کتاب بابا لنگ درازه) خوندم و  واقعا پیشنهاد می کنم بخونیدش وقتی شروع به نوشتن می کنم دیگه

 نمی تونم ولش کنم...البته استعداد کوتاه نویسی هم احتمالا از اون چیزهایی خواهد بود که  امسال یاد

می گیرم...یعنی باید یاد بگیرم...!!!

دیگه حرف خاصی ندارم...فقط برای من و همه دوستام دعا کنید که خدا کمکمون کنه که به اون چیزی که

می خوایم برسیم...

یه شعر و چندتا پی نوشت هم هست البته...

این یه شعره از استاد محمدعلی بهمنی که بدون اغراق عاشق ۹۰ درصد شعراشم...

اینجا برای از تو نوشتن هوا كم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا كم است

اكسیر من نهاینكه مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این كیمیا كم است
دریا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز
من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست
با او چه خوب می شود از حال خویش گفت
دریا كه از اهالی این روزگارنیست
امشب ولی هوای جنون موج میزند
دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست
ای كاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین
دریا هم اینچنین كه منم بردبار نیست

 

 

پ.ن۱:این عکس ربطی به پستم نداره...ولی به شدت دوستش دارم:

پ.ن۲:جالبه بدونین خیلیی از دوستانی که وبلاگشونو می خونم به دلایلی-که اتفاقا عمدش امتحانه-کم کار

شدن ۲ تا کنکوری-که البته تا ۱۵ روز دیگه راحت میشن-دوستانی که کنکور کاردانی به کارشناسی

دارن،دوستانی که امتحان رزیدنتی دارن،دوستانی که دارن برای کنکور دکترا یا فوق لیسانس می خونن و...

 

پ.ن۳:تراک ۴ فصل تازه احسان خواجه امیری آهنگی بود که ۲ تیکش رو خیلی دوست داشتم:

حال من خوبه با عشقت
گر چه دورم از وصالت
واسه من کافیه رویات ،
واسه من بسه خیالت

چه بری تنهام بذاری ،
چه بمونی تو کنارم
عاشقانه هات با هامن
من به قصه هات دچارم

پ.ن۴:دنیا بدون عشق؟؟؟!!!هراس آورست که...

                                                               مصرعی از یکی از غزل های مهرداد نصرتی

پ.ن۵:میرم نظرات رو تایید می کنم و احتمالا تا زمانی که پست بعدی رو بنویسم بعدا نوشت هم اضافه می کنم!

 بعدا نوشت:نویسنده وبلاگ خواسته بودن که این لینک share  بشه...

اشتباهات مرگبار

 

 

ادامه نوشته