چه شیرین انتظاری دارد این عشق....!!!

 

از شیرینی انتظار عشق...اگر بخواهم بگویم...

شبیه آبی ترین آسمانی ست که دیده ام...و شبیه عطر بهار نارنج...

شبیه پر شکوفه ترین تصویری که می شود از قاب یک پنجره دید...

شبیه چشمک پر نور ترین ستاره آسمان...

و شاید شبیه عاشقانه ترین سمفونی دنیا...

 

پاورقی:

ســــــــــــــــــــــلام به همه دوستای گلــــــــــــــــــــــــــــم...!!!

امیــــــــــــــــــــــدوارم حالتون خوب باشه و لبتون خنـــــــــــــــــــدون....!!!

من که امشب خیلی خوشحالم...

گفته بودم که احسان خواجه امیری یکشنبه ۲۹ مرداد میاد تو برنامه دستان شبکه۷...

این اتفاق نیفتاد یعنی من با هزار ذوق و شوق رفتم نشستم جلوی تلویزیون...

اما بعد دیدم که برنامه علیرضا قربانی پخش شد...که البته من اشتباه نکرده بودم تو فهمیدن تاریخ برنامه

اما برنامه علیرضا قربانی ۲ قسمتی بوده و قسمت اول ۲ بار تکرار شده بنابرین پخش برنامه یه شب...

عقب افتاده...

اما بالاخره امشب برنامه پخش شد و منم ذوووووووووووووووووووووووووق مرگ....!!!

خدا کنه زودتر آلبومش مجوز بگیره...انگار خیلی اذیتش کردن سر این آلبوم عاشقانه ها...

 

پ.ن۱:متنی که بالای عکس نوشتم...مال خودمه...امیدوارم دوست داشته باشین...البته خیلی هم تعریفی نیست

تنها احساسی بود از ته قلبم...

پ.ن۲:عنوان مطلب مصرعی از ترانه تیتراژ بسیار زیبای سریال دختری به نام آهو هست با صدای...

سالار عقیلی...

قسمتی از شعر هم که من دوست دارم...اینه:

غم دیوانه واری دارد این عشق

چه شیرین انتظاری دارد این عشق

ببین هر جا دل درد آشنای خسته ای هست

اگر کهنه...اگر نو....یادگاری دارد این عشق

پ.ن۳:روم نشد جلوی متن طولانی اون بالا بنویسم پی نوشت....به خاطر همین از کلمه پاورقی

استفاده کردم...

پ.ن۴:پیشنهاد می کنم یه سری به وبلاگ نگار عزیزم بزنید و وصف ذوق منو بخونید...

وبلاگ نگار:عشق افلاطونی...

پ.ن۵:امیدوارم نگار هم به زودی زود یه ذوق اساسی بکنه....

پ.ن۶:امروز آخرین روز مرداده...چقدر زود گذشت...

اگر می شد صدا را دید...

 

 اگر می شد صدا را دید...

 چه گلهایی چه گلهایی...

 که از باغ صدای تو به هر آواز می شد چید...

 اگر می شد صدا را دید...

 

 

پ.ن۱:خب...بالاخره...عید سعید فطر اعلام شد...

پس عید همگی مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک...

همیشه روز آخر ماه رمضون حال و هوای عجیبی دارم...تلفیقی از دو حس خوشحالی و ناراحتی...

شاید یه حسی شبیه روزهای آخر سال...شبیه لحظه سال تحویل...

شبیه حس و حال این بیت...

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت...

                                                        صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...

پ.ن۲:الان دارم از خوشحالی می میرم...احــــــــــــــــسان خواجه امیری امروز...یعنی یکشنبه ساعت ۲۱...

میاد تو برنامه دستان شبکه ۷...

پ.ن۳:تازه اسم آلبوم جدید هم انتخاب شد بالاخره...!!!!

یادتونه گفته بودم اسم آلبوم یه لحظه رویاییه؟؟؟

الان اسمش به عاشــــــــــــــــــــــــــــــــقانه ها تغییر کرده و انشالله تا ۱۰ شهریور منتشر میشه...

حالا مثلا قرار بود تا آخر خرداد بیادا...!!!

البته کار آلبوم تو ارشاد خیـــــــــــــلی طول کشیده...وگرنه شاید آلبوم تا همون آخر بهار...

منتشر می شد...آخه ۵ ماه طول کشید تا مجوز بگیره...

پ.ن۴:الان که دارم این پستو می نویسم چند دقیقه مونده تا وارد ۲۹ مرداد بشیم...

پ.ن۵:خدایی اینایی که من در قالب پی نوشت می نویسم پی نوشته یا پست...؟؟؟!!!!

یعنی من هیچ وبلاگ نویسی رو ندیدم که پی نوشتاش به اندازه خودم طولانی باشه...!!!!

زندگی چون گل سرخی ست...

 

 زندگی چون گل سرخی ست...

 پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف...

 یادمان باشد اگر گل چیدیدم...

 عطر و برگ و گل و خار...

 هر سه همسایه دیوار به دیوار همند...

 

پ.ن: آذربایجان...تسلیت...

همینم کافیست...!!!

 

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام دوستای گلم...!

امــــــــــــــــــــــروز می خوام غزلی از محمد علی بهمنی براتون بذارم که با تمام وجودم....

عاشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقشم....

 

 دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست

 تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست

 قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو

 گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست

 گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

 گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست

 آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

 من همین قدر که گرم است زمینم کافیست

 من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه

 برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست

 فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

 که همین شوق مرا خــــــــوب تریـــــــــنم  کافیست

پ.ن۱:خیلی دو دل بودم که این غزلو امروز بذارم یا نگهش دارم برای بعد...آخه خیلی دوستش دارم...

اول می خواستم بذارمش برای یه مناسبت خاص دوست داشتنی...

پ.ن۲:الان دارم یه موسیقی بی کلام گوش می کنم به اسم fairy dream* ترکیب این آهنگ با این غزل...

خاطرات دوست داشتنی و قشنگی رو برام زنده می کنه... شاید به زودی بذارمش رو وبلاگم...

پ.ن۳:از این به بعد سعی می کنم تو پستام یه عکس هم بذارم امیدوارم خوشتون بیاد...

پ.ن۴:امیدوارم که طاعات و عباداتتون مقبول درگاه حق قرار گرفته باشه...

پ.ن۵:می خواستم آبی بنویسم اما این عکس خوشمزه که خیلی دوستش دارم نذاشت...

پ.ن۶:این غزل منو یاد آهنگ نابرده رنج میندازه...همین که فکرمی برای من بسه...

و حقیقت داره دلتنگی...واسه من کافیه رویات...واسه من بسه خیالت...

پ.ن۷:چقدر این غزل این غزل کردم... 

 

fairy dream* :رویای پری

انگار تویی...

 

گر چه از فاصله ماه ز من دورتری

                                                   ولی انگار همین جا و همین دور و بری

ماه می تابد و انگار تویی ... می خندی...

                                                     باد می آید و انگار تویی ... می گذری ...

 

 

پ.ن۱:شعر و عکسی که گذاشتم به دل خودم خیلی نشست...امیدوارم شما هم دوست داشته باشید...

پ.ن۲:آهنگ وبلاگمو عوض کردم...خودت خواستی از احسان خواجه امیری...

پ.ن۳:تو این شبای عزیز برای منم دعا کنید...

به من مومن نگو وقتی که حتی...

 

به من مومن نگو وقتی که حتی واسه یه لحظه هم عاشق نبودم...

به من که این همه از رستگاری فقط دم می زدم عاشق نبودم...

یه عمری از دلم ترسیدم و باز دم آخر منو دیوونه کرده...

حالا می ترسم این دیوونه حالی یه روز از من جدا شه برنگرده...

چه آسون اشک معصوم تو یک شب چکید و دامن دینم رو تر کرد...

غبار عادتو از قلب من شست...

نمی دونم چطور اما اثر کرد...

همه دار و ندارم مال چشمات...

اگه پشتش بهشتی باشه یا نه...

اگه دنیای من پیش از قیامت...

داره با چشم تو می پاشه یا نه...

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

پ.ن۱:مــــــــــــــــــــــرسی از دوستانی که لطف کردن و تولدمو تو پست قبل تبریک گفتن...

انشالله که همتون همیشه سالم و سرحال و خوشبخت باشین...

پ.ن۲:این شعر از دکتر افشین یداللهی هست و ۴ خط اولشو  احــــسان خواجــــه امـــــیری تو میوه ممنوعه

خونده...اما بقیشو نه و من عاشـــــــــــــــــــــــــــق این شعرم...

پ.ن۳:فردا شب قدره...وقت خوبیه برای دعا کردن...براتون دعا می کنم...برام دعا کنید...

 

میان سجده سبزت اگر بر خاطرت رد شد خیال من...

دعایم کن...

تولد 16 سالگی خودم...!!!

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــلام...

۱۶ سال...میشه ۵۸۴۰ روز...

۵۸۴۰ روز گذشت...از ساعت ۹ و نیم صبح روز دوشـــــــــــــــــنبه...

از ۱۵ مردادی که من توش به دنیا اومدم...۱۵ مرداد ۱۳۷۵...

باورم نمیشه وارد هفدهمین سال عمرم شده باشم............................زود گذشت...

                                                              

این هم عکس کیکمه...درسته تازه وارد ۱۵ مرداد شدیم ولی من شب تولدم کیک گرفتم...

مهمون داشتیم آخه...گفتم اونا هم بخورن...!!!

عکس یه کم تیره شده...ببخشید دیگه...!

پ.ن۱:بالاخره بابام سکریفایسو بهم داد...دلم ضعف رفت وقتی بوشو حس کردم...

گفته بودم قبلا هم سکریفایس برای من خاطره انگیز ترین عطره...!

پ.ن۲:اومدم کیکو بذارم تو یخچال کوبوندمش به طبقه یخچالمون...یه طرفش پرید...!

پ.ن۳:نمی تونستن یه بشقاب خوشگل تر بذارن واسه کیکشون...؟؟؟!!

پ.ن۴:ای بابا...

سطوری از ته قلبم...

 

 

بعضی لحظات زندگی آن قدر شیرین اند که حتی نمی شود توصیفشان کرد...

آن قدر دوست داشتنی اند برخی خاطره ها که هیچ قلمی نمی تواند آن ها را ثبت کند...

آن قدر...آن قدر بزرگ اند که فریاد هم بزنی نمی توانی بگویی چقدر دوستشان داری...؟!!!

بعضی عطرها،بعضی آهنگ ها آن قدر خاطره هایت را ورق می زنند که نمی دانی....

به کدامشان توجه کنی...؟!!!

بعضی ثانیه ها را آنقدر دوست داری که می خواهی قلم برداری و آن قدر از آن ها بنویسی که هرگز

فراموششان نکنی...

آن قدر شیرینی شان در دلت می ماند که خودش می شود مولد خاطرات دوباره و سه باره و هزار باره...!

و به مرور زمان شکرک هایش می ریزد ته قلبت...قلبت را می کند شکر پاشی پر از شکر خاطرات شیرین

که گاه گاه در ناملایمات روزگار و تلخی های ناگزیرش می توانی زندگی را با آن شیرین کنی و...

جانی دوباره بگیری...

بعضی خاطرات را جز با عطر و نت های موسیقی و تلالو مهتاب درون حوض آبی نمی توان نوشت...

و بعضی خاطرات را تنها با صدای تپش های قلبت...

 

پ.ن:۱۱ مرداد جایی بودم که خاطرات قشنگی برام زنده شد...

اینا رو همون شب تو دفترم نوشتم...شاید بی ربط باشه و نه چندان جالب...

اما احساس اون لحظم بود...

پایین نوشتم هم اینو یادداشت کردم:

                                                                لحظات مهربانی داشت ۱۱/مرداد/۹۱....

 

 

بعدا نوشت:دوستم میگه بنویس کجا بودی یه جوری نوشتی آدم فکر بد می کنه...!!!

واقعا اینجوری فکر کردین؟؟؟!!

نمی نویسم کجا بودم...ابهامش مزه میده...

ولی فکر بدی نکنیداااا...

تولد یک سالگی وبلاگم...

 

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 

ســـــــــــــــــــــــــــــلام... ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

۳۶۵ روز پیش بود...وقتی که هنوز Dial- up داشتم...

و خیلی دوست داشتم وبلاگ بنویسم...قبلا هم یه وبلاگ درست کرده بودم...

اسمش آسمان اندیشه بود...

اما تنبلی کردم و آپش نکردم و چون توقع داشتم خیـــــــــلی سریع برام کلی نظر بذارن دل سرد شدم

و اون وبلاگو ولش کردم...

۱۲ مرداد سال پیش دوباره هوس کردم وبلاگ درست کنم و حاصلش شد تولد اینجا...  

اولین پستمو تو ماه رمضون نوشتم و اسمشو گذاشتم و ماه عسل...

دیگه تا ۱ شهریور که ADSL گرفتم آپ نکردم و بعدش دیگه منظم اینجا رو آپ می کردم...

امروز زودتر از اینکه فکرشو بکنم وبلاگم یکساله شد...

تو این یکسال از خاطره های خوب و بد و تلخ و شیرین زیادی اینجا نوشتم...

و با اینکه در ابتدای کار این فکرو نمی کردم اما اینجا برام شد یه بخشی از زندگی... 

یه دغدغه...یه دل مشغولی شیرین... 

خواننده های وبلاگم که نه...بهتره دوستای مجازیم خطابشون کنم...

برام اهمیت پیدا کردن و شدن یه بخشی از زندگیم...

از بعضی از دوستان اون قدر تو خونه نام بردم که مامان و بابام هم می شناسنشون...

تو این یکسال که مستمر وبلاگ می نویسم و فعالیت اینرنتیم به مراتب بیشتر از قبل شده...

خیلی چیزا یاد گرفتم...نوشتنم خیلی بهتر از قبل شد و استفادم از اینترنت هدفمندتر...

اوایل انگار نمی دونستم از خاطرات خودم چه جوری اینجا بنویسم و هر مطلبی هم که می دیدم

میذاشتم اینجا...

اما امروز چارچوب معینی دارم برای انتخاب مطالب...

و از اتفاقات روزمره خودم هم راحت تر می نویسم...(فکر می کنم همه وبلاگنویسا این حالتو تجربه کردن)

امروز به چند دلیل این پستو گذاشتم:

۱-اول اینکه دوست داشتم بگم چرا اسم وبلاگمو گذاشتم شب بو:

۱-این موردو قبلا گفته بودم:من شبا خیلی سرحال ترم...

۲-دومی اینکه متولد مردادم و میگن گل ماه مرداد...گل شب بو هست... _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

۳-آخری هم اینکه من عاشق عطرم و شب بو هم خوشبـــــــــــــــــو...

 

۲-خواستم یه امیدواری بدم به وبلاگ نویسای جدید که فکر نکنن از همون اول باید کلی خواننده و نظر

داشته باشن...پس دلسرد نشن و ادامـــــــــــــــــــــــه بدن...اگر سعی کنن از اینترنت درست استفاده

کنن و هر مطلبی رو نخونن و هر چیزی رو نذارن تو وبلاگشون بعد از یکسال چیزای زیادی بدست میارن...

(این تجربه شخصی خودم بود البته...)

 

۳-سومین و مهم ترین دلیلی که این پستو گذاشتم این بود که بگم تو این یکسال نظرات و نگاهتون

خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی برام مهم بود...و همیشه حس خیلی خوبی بهم دست میداد از دیدن عدد

قرمز کنار نظرات تایید نشده...

خواستم بهتون بگم از ناراحتی هاتون که تو وبلاگاتون می نوشتین منم ناراحت می شدم و از شادی ها

و خاطرات قشنگتون که می گفتین منم لذت می بردم...

و در نهایت خواستم تشکر کرده باشم از دوستانی که یکــــــــــــــــــسال کنار من بودن...

تصاویرشباهنگ Shabahang- Thank You: 1

(دلم می خواد این خرگوشه رو بخورم...اونم خام خام...خدایی بانمک نیست؟)

یکسال...تو ناراحتی هام(که البته فکر کنم زیاد اینجا از غم وغصه نگفتم) تو شادی هام...

و اونج جاهایی که راهنمایی خواستم...

اگه پیشنهاد،انتقاد یا نظری داشتین حتما برام بنویسین...

خوشحال میشم...به قول شعری که معولا حامد عسگری شاعر ترانه گریه که احسان خواجه امیری

خونده...

در بند آن نئیم که دشنام یا دعاست...

یادش بخیر هر آنکه ز ما یاد می کند...

دوستون دارم....

 

پ.ن۱:دیروز این مطلبو آماده کردم یه بار اومدم تایید موقت کنم تمام شکلک ها و...پرید...

درستش کردم و دیشب پستو با گوشی تایید کردم...امروز اومدم می بینم نصفس...

خلاصه کلی بدبختی کشیدم برای این پست...

پ.ن۲:نفرات اول کنکور اعلام شدن...نفر اول تجربی هم اسم منه...فرزانه...

خدایا یعنی میشه دو سال دیگه یه فرزانه و یه نگار جز نفرات برتر کنکور باشن؟؟؟!!!

پ.ن۳:ذوق وحشتناکی کرده بودم موقع اعلام نفرات اول...یعنی یه طوری دویدم به سمت تلویزیون که هر

کی منو نمی شناخت یقین پیدا می کرد امسال کنکوری بودم...

پ.ن۴:خوشحالم که وبلاگم متولد یکی از بهترین سالای زندگیمه...سال ۹۰

پ.ن۵:کلا من باید تو هر پستم یه اشاره ای به احیان خواجه امیری بکنم...

یادتون خرداد گفته بودم آلبومش تا پایان خرداد میاد الان مرداد داره به نیمه می رسه و هنوز خبری از

آلبوم نیست...مدیر برنامش اعلام کرده که آلبوم بعد از ماه رمضون میاد و کنسرت هم احتمالا تو مهره...

پ.ن۶:تا حالا دقت کردین پی نوشتای من خودشون پستن؟

پ.ن۷:عرضی نیست...فقط خواستم پی نوشتام ۷ تا بشه...!!!

نت موسیقی...

هر نت موسیقی كه از عشق سخن بگوید...

زیباست...

حالا...

سمفونی پنجم بتهوون باشد...

یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

 

 

 

 پ.ن۱:دوست عزیز من نیلگون...بالاخره از اسم واقعیش تو وبلاگش رونمایی کرد...نـــــــــــــــــــگار...

از این به بعد نگار همون نیلگونه...!

پ.ن۲:بیش از ۳۰۰۰ تا ایمیل چرت و پرت تبلیغاتی داشتم که این مدت باعث شده بود اصلا رغبت نکنم برم

ایمیلمو چک کنم...امروز بالاخره بعد از مدت ها رفتم و یه سر و سامونی به ایمیل بیچارم دادم...

شانس آوردم Expire نشده بود حالا...

پ.ن۳:شما از سریالای ماه رمضون امسال خوشتون میاد؟

من که اصلا دوستشون ندارم...سال به سال دریغ از پارسال...

 

 

                        تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

یه شب زنده داری اساسی...!!!

ســـــــــــــــــــــــــــــــلام دوستای گلم خوبین؟

فکر می کنم اون قدر از علاقم به شب گفتم که اینبار دیگه...

دیشب خیلی بهم خوش گذشت...

برای افطار مهمون داشتیم...مامانبزرگم و دو تا عموهام و زن عمو و دختر عموم...

شکلک های شباهنگ      

دختر عموم-پگاه-دو سال از خودم کوچیک تره یعنی ۱۴ سالشه و از بچگی خیلی با هم خوبیم...

خدا رو شکر...مخصوصا چون هر دومون تک فرزندیم برای هم مثل خواهریم...

از همون بچگی هم خیلی شبا پیش هم می موندیم...

دیشب مدت ها بود که به خاطر درس و کلاسای جور واجور نتونسته بودیم پیش هم بمونیم...

ولی دیشب دیگه جور شد و پگاه موند خونه ما...

اصولا ما وقتی به هم می رسیم کسی نمی تونه بخوابونتمون...!!!

نتیجش هم این شد که با اجازه شما سحریو خوردیمو خوابیدیم...!

البته من تجربه بیشتر از اینم داشتم...سال تحویل امسال کلا نخوابیدم...!!!

یعنی حدود ۳۰ ساعت پشت سر هم بیدار بودم...

یادش بخیر...صبحش چقد ذوق داشتم...چقد بهم خوش گذشته بود با برنامه شبکه ۳...

بگذریم...

خلاصه تا ساعت ۴ با هم گفتیم و خندیدیم و...

صبحم تا ۱۲ خوابیدیم و الانم پگاه تازه رفته خونشون...

راستی یکی از دوستان درباره این پرسیده بود که شکلکا رو از کجا می گیرم؟؟؟

واقعیتش من اینا رو از سایتای مختلف گلچین می کنم ولی شکلک های اخیرم اغلب از وبلاگ شباهنگه!

مدت هاست مطلب قشنگی پیدا نکردم که بذارم اینجا به خاطر همین هی میام خاطره تعریف می کنم...

مطلب قشنگ پیدا کنم حتما میذارم...

روزتون بخیر...

پ.ن:سرعت اینترنم دو روزه وحشتــــــــــــــــــــــــــــــــنااااااااااک پایینه...(دقیقا با شدت و کششی که نوشتم!)

یعنی هزاران درود و رحمت به  Dial-up...!!!

سرعت عمو و دختر عموم هم همینطور...ADSL داریم مثلا...!!!آیکون آه عمیق...!!!

جعبه موسیقی...

سلام...طاعات و عباداتتون قبول باشه...  

این جمله رو چند شب پیش دیدم...خیلی به دلم نشست...

نایت اسکین

کاش زندگی جعبه موسیقی بود...

همه صداها آهنگ،همه حرف ها ترانه...

نایت اسکین

شاید امروز با یه آپ دیگه برگردم...

عطر شیرین خاطره ها...

ســــــــــــــــــلام... تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

درست 408 روز پیش... موقع رقم خوردن یکی از قشنگترین خاطرات زندیگم... تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

رایحه شیرین و گرمی رو حس کردم...۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

اسم اون عطرو نمی دونستم اما هر وقت حسش می کردم لحظه لحظه اون خاطره میومد جلوی

 چشمم...  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

همش دنبال این بودم که بفهمم اسم اون عطر چیه تا بخرمش اما کسی اسمشو نمی دونست...

از طرفی نیلگون هم مدت ها بود می گفت می خوام عطر *sacrifice بخرم...۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

من هم نمی دونستم کدوم عطرو میگه؟؟؟!!!!

تا اینکه یه روز توی راهروی مدرسه هر دومون یه عطری رو حس کردیم...!!!

من گفتم اِ...این همون عطریه که من دنبالشم...

نیلگون هم گفت:خب این عطر سکریفایسه دیگه...!!!

و اینجوری شد که فهمیدیم دنبال یه عطر مشترک می گردیم... تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

یه عطر با شیشه بنفش و بوی گرم و شیرین... 

از چند تا مغازه سراغشو گرفته بودم اما هیچ کدوم نداشتن...

تا اینکه دیروز که بابام بازار کار داشت بهش اسم عطرو گفتم تا اگه تونست از اونجا برام بگیره...

چون سخت گیر میاد و اونجا راحت تر از جاهای دیگه میشد پیداش کرد...

حالا عطر خیلی خاصی هم نیستا...ولی کمه...

اسم یه عطر دیگه هم بهش گفته بودم که اگه سکریفایسو پیدا نکرد اونو برام بگیره چون بوش خیلی

 شبیه سکریفایسه...عطر pinkle...

خدا رو شکر که دیروز بابام بعد از سر زدن به چندتا مغازه پیداش کرده بود...

اما بهم ندادش...

گفت تا تولدت بهت نمی دم...!!!

آخه من چه جوری تا 15 مرداد صبر کنم...؟؟؟!!!

Sacrifice:فداکاری،ایثار،از خود گذشتگی

پ.ن:قبلا درباره خاطره گفته بودم...

پ.ن:سرعت اینترنتم چند روزه پایینه!!!

پ.ن:یکی این شکلکا رو از جلوی دست من برداره...   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

پ.ن:منتظر نیلگونم که بیاد خونمون و درس بخونیم...  

پ.ن:طاعات و عباداتتون قبول باشه...برام دعا کنید...

پ.ن:ماهتون عسل...   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

پ.ن:این گل تقدیم شما...

         تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

بعدا نوشت:این خاطره مربوط به ۲ مرداد  نیست...اما امروز ۲ مرداده و باز هم سالروز یکی از

شیرین ترین خاطرات عمرم...ببخشید که این همه از خاطراتم می نویسم...