17 سالگی....
سال پیش این موقع ۵۸۴۰ روزه بودم...
حالا ۳۶۵ روز بزرگ شدم و ۶۲۰۵ روزم....
سن و سالی ازم گذشته هاااا...![]()
بالاخره ۱۵ مرداد ۹۲ هم رسید و ۱۷ ساله شدم...
خدا رو شکر روزهای ۱۶ سالگیم خوب بودن...امیدوارم روزهای ۱۷ سالگیم هم قشنگ باشن....
تولدم مباااااااارک....![]()
بفرمایید کیک...این کیکه الان تو یخچال خونمونه فقط یه کم سخت جا شده...فقط یه کماااا...![]()
![]()

پ.ن۱:مررررررررررررررسی از دوستای گلی که غافلگیرم کردن و تولدمو تبریک گفتن....![]()
پ.ن۲:دلم برای شما و اینجا و نظرا و پستام و پستاتون خیییییلی تنگ شده بود...حیف که وقت ندارم زیاد سر بزنم...
پ.ن۳:بازم ببخشید که خیییییلی کم سر می زنم و نظرا رو دیر به دیر تایید می کنم....
پ.ن۴:طاعات و عباداتتون قبول باشه انشالله...
پ.ن۵:برای دوستانی که امسال کنکور داشتن آرزوی موفقیت میکنم...امیدوارم از رتبه هاشون راضی باشن و با یه انتخاب رشته خوب تو رشته و دانشگاه مورد علاقشون قبول بشن....امیدوارم سال دیگه من هم با خوشحالی از قبولیم پست تولدم رو بنویسم....
پ.ن۶:عاشق تیکه بگو خب اردلان تمجیدم....تیتراژشم که عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالیه...
پ.ن۷:دوستتون دارم...![]()
در میان هر سیب دانه محدودیست